تبلیغات
« انتخابات تجلی حماسه سیاسی » - متن کامل سخنان غرضی گفتگوی ویژه خبری
« انتخابات تجلی حماسه سیاسی »
به همراه گزیده ای از صحبت های کاندیدهای یازدهمین دوره ریاست جمهوری
Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/
درباره وبلاگ


با عرض سلام به دوستان عزیز. این سایت برای بررسی کردن ویژگی های یک کاندید مناسب از نظر قران و مردم و بزرگان جامعه اسلامی و همچنین نشان دادن اقتدار ملت با شکوه ایران در انتخابات تدوین گردیده که در ادامه بعضی از سخنان این کاندیدها را برای اطلاع شما از رویکرد های آنان قرار میدهیم خاطر نشان میکنم برای دریافت کتاب های الکترونیکی بعضی از این افراد به قسمت دانلودها مراجعه فرمایید ممنون. به امید آینده ای
شکوهمند برای کشور عزیزمان ایران که در سایه ولایت فقیه استوارتر از همیشه گردد. التماس دعا خدانگهدار

مدیر وبلاگ : احمد بریمی پور
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین مشکلی که باید در کشور حل شود چیست؟






غرضی: من هفتاد و دو سالم است و بیش از شصت سال همراه ملت ایران و در متن مبارزات ملت ایران بوده ام و همیشه هم در این متن حضور داشتم بعضی وقت ها هم یک مسئولیت هایی به بنده دادند من هم در آن ماموریت ها حضور داشتم چون در بیت حضرت امام (ره)آشنایی فراوان داشتم و از سال سی و هفت با حضرت امام مانوس بودم و در سال چهل و دو در پانزده خرداد و بحث های مطول، چندین سالی که خدمت حضرت امام بودم خب بالاخره سمت هایی که داده شده بنا به توصیه بود و دعوت می کردند از من و من همیشه با دعوت می رفتم به جایی، دیگر بعد از دولت سازندگی، نه من آنها را می پسندیدم نه آنها من را می پسندیدند، در این موقعیت هم دیدم که خیلی موقعیت مناسبی است برای اینکه یک یأسی در مجموعه اداره کشور به یک عده ای غلبه کرده است که حالا مثلا چطور می شود و چه اتفاقی می افتد و تحریم شده است و آمریکا چه می کند و اینها، دیدم این بحث ها خیلی زیاد است گفتم که برویم یک مقداری به این مسائل بپردازیم ولی من هرگز از متن انقلاب فاصله نداشتم.
مجری: جناب مهندس غرضی شما از روزی که وارد گود رقابت ها شدید دائما از دولت ضد تورم صحبت می کنید که آمدید مشکل تورم را حل کنید برنامه شما برای حل مشکل تورم چه است؟

غرضی: یک کلمه ای که دلم می خواهد بگویم این است که من رقیب ندارم رقیب هم نیستم با کسی هم رقابت نمی کنم و از این کلمه خیلی استفاده معناداری نمی برم من همکاری دارم می کنم با یک عده دیگری، ما هشت نفریم همکاری می کنیم ان شاءالله، تعاریف بسیار ساده عمل می کنند می گوییم دولت ضد تورم دولتی است که بیش از درآمدش ، هزینه نکند و ای کاش که دستگاه های آموزشی ما دستگاه های وسیع دانشگاهی ما با این کلمات، مردم را آشنا می کردند در همه جای دنیا دو تا کلمه از دولت بیشتر تعریف نمی کنند ، تورم ، اشتغال، تورم کم ، اشتغال بالا، دولت محبوبی است ، تورم و اشتغال هماهنگ، دولت بدی نیست ، ولی تورم بالا و بدون اشتغال یا کم اشتغال ، بسیار دولت بدی است ، اینکه بفرمایید برنامه باید چه باشد باید اول ، هدف تعیین بشود این دولت های بزرگ و عزیزی که آمدند حالا من در آن مذاکره دیشب مفصل راجع به این مسائل صحبت کردم وقت تان را نگیرم اینها هدف را تعریف نکردند هدف تعریف شده دولت تورمی به وجود آورده، یعنی دائم دولتها بیش از درآمدشان هزینه کردند و تورم های سنگینی را به ملت تحمیل کردند به اصطلاح افسارگسیخته هزینه کردند و برای اینکه این مساله حل بشود هدف بایستی که تنظیم بشود لذاست که من می گویم اگر پنجاه و پنج میلیون نفر بیایند پای صندوق های رای و به یک دولت ضد تورم رای بدهند مساله بسیار بسیار راحت حل می شود ولی اگر این اتفاق نیفتد و اختلافی باشد و بخواهد یک عده ای بگویند که حالا امروز فعلا از این قضیه بگذریم فردا از آن قضیه بگذریم فعلا این پول واجب است پرداخت بشود فعلا آن پول واجب نیست پرداخت بشود آن وقت همین روند گذشته می شود لذاست که هدف دولتی که اگر من تشکیل بدهم این است که به ملت گزارش بدهم درآمدم اینقدر است هزینه ام اینقدر است، اگر هزینه بیش از درآمد باشد کم کنیم تا هزینه و درآمد یکسان بشود بعد ان شاءالله درآمدها بیشتر می شود بدهکاری های دولت را هم می پردازیم و ان شاءالله این صد سال گذشته نسل من نسل شما همه در زیر تورم گرفتار شدند به اصطلاح سوختند ولی ان شاءالله از این به بعد ملت به دولت هایی رای بدهد که با تورم نخواهد کشور را اداره کند.
مجری: جناب مهندس الان یک بودجه ای طراحی شده مثلا در سال هزار و سیصد و نود و دو که این بودجه یکسری بودجه جاری است یکسری بودجه عمرانی است و یک مقداری هم درآمد، چگونه می خواهید بالانس و تعادل بین این دو تا را برقرار بکنید؟
غرضی: بسیار بسیار ساده است همیشه دولت ها با یک بودجه های مختلفی روبرو بودند به جای اینکه بودجه را با درآمد یعنی درآمد را با هزینه متعادل کنند فشار آوردند هزینه کردند شما کفایت بکنید که جلوی این هزینه های زیادی را بگیرید من در این کار تجربه دارم بیست سال وزیر و وکیل و استاندار و اینها بودم همیشه در این کار تا درآمد نداشتم هزینه نمی کردم و سوابق بسیار خوبی است کفایت می کند مغز رئیس دولت مثل کامپیوتر کار بکند و هزینه ها و درآمدها را متعادل کند، به دست آوردن وزرایی که با این کار موافق باشند و به اصطلاح همراه کردن مجلس با این کار، بسیار بسیار ساده است چون همه امروز کارد به استخوان شان رسیده و می بینند که دولت متورم اساس جامعه را متزلزل می کند بنابراین همین طور که ملاحظه فرمودید تورم به سرعت رفته بالا، باید به سرعت بیاید پایین، ما نباید هزینه ای بکنیم که معادلش خدمت به مردم ندهیم اگر شما هزینه هایی کرده اید که معادلش خدمت به مردم ندادید این کار گریبان دولت شما را می گیرد.

مجری:‌جناب مهندس الان در این معادله آیا شما اولویت تان روی کاهش هزینه هاست یا افزایش درآمدها؟
غرضی: باید رفت به سمت اینکه ببینیم هزینه ها کجا کارآمد است درآمدها کجا می تواند افزایش پیدا کند بدون فشار به مردم ،این تجربه در همه دولت هایی که مامور بودند شده است حالا دولت های ایران بالاخص این ماموریت را نپذیرفتند شما بخش های بسیار خوب تو جامعه دارید که با یک کمک های جزئی درآمدهای بسیار بالایی می دهند بخش های بسیار پرهزینه ای دارید که گرفتاری دارند و بالاخره بازپخش نمی شوند می گوییم همه را اداره می کنیم به شرط اینکه بتوانیم ارزش پولی ملی را حفظ کنیم و تورم را آرام آرام به سمت پایین نزول بدهیم و این کار در اقتصاد ایران میسر است و اگر شما فرصت داشته باشید من دلایلش را می گویم.
مجری: در خدمت شما هستیم.
غرضی:‌ما هفتاد میلیون هستیم و روزی هفت میلیون بشکه نفت مصرف می کنیم باورتان می آید ما روزی هفتصد میلیون مترمکعب گاز مصرف می کنیم می شود حدود سه و نیم میلیون بشکه نفت یک و نیم میلیون تصفیه می کنیم و یکی دو تا هم می فروشیم جمعش می شود هفت میلیون ما هفتاد میلیون هستیم یعنی هرده نفری یک بشکه نفت در روز مصرف می کند می برم شما را تو آمریکا آنها پانزده شانزده میلیون بشکه نفت وارد می کنند چهار پنج میلیون هم در داخل دارند بیست و یک میلیون بیست و دو میلیون بشکه رو سیصد و بیست میلیون ، بیست را که روی سیصد بگذاریم می شود یک پانزدهم ،هفتاد را که هفت را روی هفتاد بگذاریم می شود یک دهم یعنی در امریکا هر پانزده نفر یک بشکه نفت مصرف می کند در ایران هر ده نفری چرا اقتصاد امریکا به آن پرقدرتی است و اقتصاد شما به این ضعیفی است برای اینکه آنها توانستند به مصرف جهت بدهند لازم نیست به مردم فشار بیاوریم خیلی عظیم است برای اینکه مقایسه بکنیم این ترکیه که حالا خیلی ها حسرتش را می خورند که ای کاش ما در ترکیه بودیم روزی یک میلیون بشکه نفت می خرد روزی صد میلیون دلار از داخل جامعه ترکیه می کشد بیرون می برد به طلبکارانش می دهد ولی شما روزی هفت میلیون بشکه نفت از خدا می گیرید هیچ چی هم پس نمی دهید یعنی شما هیچ دلاری بابت این کار نمی دهید اگر قرار بود روزی هفت میلیون بشکه نفت مصرف کنید صد دلاری بخرید می شد روزی هفتصد میلیون دلار باید از اقتصاد جامعه در بیاورید شما که این هزینه را ندارید بسیار بد مدیریت می شود بگذارید خیلی مردم از زبان من آسیب نبینند مدیریت بگذارید سه وجه دارد مدیریت انسانی مدیریت پولی مالی مدیریت تکنولوژی و این سه وجه هر سه در آن غفلت شده متاسفانه.
مجری: جناب مهندس غرضی اگر شما تشکیل دولت بدهید در جریان رقابت های انتخاباتی بحث مربوط به کاهش ارزش پولی ملی را بحث کردید که یکی از دغدغه های شماست.
غرضی:دغدغه های مردم هست.
مجری: بله دغدغه های مردم هست.
غرضی: و یک مخالف هم نداریم.
مجری: دولت شما اگر تشکیل شد برای تقویت ارزش پولی ملی چه راهکاری راپیشنهاد می کند؟
غرضی: بیش از درآمد دولت که هزینه بکنید پول ملی ضعیف می شود معادل درآمد دولت که هزینه کنید پول ملی تثبیت می شود.
مجری: شما فرمودید که برای تقویت جمهوریت نظام هم می خواهید انتخاب استانداران را به مردم واگذار کنید در استان ها چگونه این امر محقق می شود؟
غرضی: این به این صورت است که طبق قانون وزیر کشور یک استانداری را می آورد به دولت معرفی می کند دولت مصوب می کند و رییس جمهور امضا می کند و این در این کار وزیر کشور آزاد است یعنی هر کسی را که بخواهد می تواند بیاورد به دولت من اگر دولت تشکیل دادم به وزیر کشور قبل از اینکه رأی بگیرد از مجلس به او می گویم که من می خواهم استانداران را به این ترتیب تعیین کنم حالا شما از من دلیلش را هم بپرسید که چرا به این نتیجه رسیدم این هست که ظرف سی و سه سال سیصد و سی تا استاندار در کشور استاندار شده یعنی هر سالی ده تا استاندار عوض شده سی و سه تا استان داریم سی و یکی استان داریم و هر دولتی آمده وقتی که نمی پسندید استاندار را اولین قربانی یعنی اولین کسی که در دولت های چهارگانه ای که گذشته است قربانی شده استانداران بودند می دانستند که دولت هم عوض بشود اینها رفتند عمر متوسط بعضی از این استاندارها یک سال یک و نیم سال هست عمر متوسط کلی دو و نیم سال هست حالا آن یک و نیم سال هست بعضی ها سه و نیم سال هست شما عنایت بفرمایید یک نفری را انتخاب می کنید حالا مثلاً از تهران می آید میرود ایلام می رود هرمزگان می رود قم ظرف دو سال هیچ از منابع استان آگاه نمی شود چه منابع انسانی چه منابع ارزی چه منابع سمایی و چه استعداد مردم بنابراین یک کار روتین انجام می دهد می رود یک کاری چی می شود و بعد از یک مدتی هم می رود و بعد هیچ اثری از او در جامعه نمی ماند من بسیار مطالعه کردم راجع به این کشورها یکی راجع به آلمان هست یکی راجع به امریکاست و کشورهای دیگری هم هستند که این طوری اند اگر به این کشورها نگاه کنید این کشورها دارای تعداد زیادی شهر آباد هستند مثلاً آلمان صد تا شهر آباد دارد آمریکا نزدیک به هزار تا شهر آباد دارد تو مطالعات سیاسی به این نتیجه رسیدم که چون اینجا مردم خودشان استاندارشان را انتخاب می کنند و مردم در مقابل استاندار قرار می گیرند و استاندار باید به خواسته های مردم جواب بدهد و آنها معمولاً عمرشان چهار پنج سال هست و می توانند هم مجدد انتخاب بشوند بنابراین تمام ابزار هدایت استان می افتد دست استاندار من هم حتماً آن اختیاری که قانون اساسی به من داده تا آنجایی که می شود به استاندار واگذار می کنم و بعد استاندار می شود مرجع مردم این کار در گذشته به این صورت بوده که دائم می گفتند اختیارات به استاندارها می دهیم ولی اختیار اصلی این هست که بتواند ماندگار بشود وقتی که ببینند اگر حرف رییس جمهور حرف وزیر حرف وزیر کشور را نشنید فردا اخراج می شود این تثبیت ندارد و چون تثبیت ندارد این گزارش را خدمتتان می دهم من سی سال پیش استاندار خوزستان بودم شوشتر را دیدم دو سال پیش هم رفتم دیدم بگویم هیچ فرقی نکرده به لحاظ شبکه آب و برق و گاز و اینها چرا ولی این که شهر به آن عظمتی توانسته باشد استقرار جمعیتی استقرار تولید استقرار سازماندهی نیروی انسانی داشته باشد دائم فرماندارهایش عوض شدند دائم بخشدارهایش عوض شدند دائم چیز شده و به این ترتیب شما ملاحظه می فرمایید تهران شده یک شهر بسیار بزرگ و بی قواره چهار تا پنج تا شهر بزرگ دیگر هم داریم که همین طور هست ولی بقیه نیست شما باید ظرف صد سال آینده سی تا شهر مثل تهران داشته باشید تا توزیع جمعیت توزیع ثروت منابع ملی ،من بیش از ده تا طرح دارم برای اینکه هر استانی بتواند خودش تصمیم بگیرد و مردم خودشان اقدام بکنند من معتقدم اگر پنجاه سال پیش هم این کار را کرده بودیم حالا مثلاً منابع نفتی هرمزگان منابع نفتی بوشهر منابع نفتی مازندران همش استخراج شده بود ولی نیست که دولت متمرکز یک شرکت ملی نفت هست و آن هم باید این همه منابع را سرکشی کند و برسد اصلاً میسر نیست خود مردم استان بسیار بسیار مقتدرند که بتوانند از مرزهایشان از آب هایشان از منابع زمینی شان اگر خلاصه بخواهد مورد تعدی قرار بگیرد مردمی که استاندار انتخاب کردند استاندار را مجبور می کنند که برود به سمت امنیت ملی به سمت کار عمرانی شما در استان وقتی که یک برنامه فیزیکی داشته باشید و ده سال تداوم پیدا بکند همه چیز رو به راه می شود اما ولی اگر بخواهیم مثلاً آموزش و پرورش را از تهران هدایت کنید مثلاً در ایرانشهر یک مدرسه ای ساخته بشود غیر ممکن است و نشده و هر چی هم که هزینه شده در یک مراکزی که قابل نظارت بوده شده و بعد بقیه کشور از این آبادانی ها بی نصیب مانده ملاحظه بفرمایید که این همه مراکز مثلاً بخش داریم که اصلاً هیچ خبری نیست در حالی که به شدت اینها منابع دارند نیروی انسانی دارند به حمدالله الان آموزش و پرورش و آموزش عالی توسعه پیدا کرده تمامی نیروهایی که شما در تهران دارید در استان ها موجود هست فقط کفایت می کند که یک قدرت سیاسی غیر متمرکز بتواند آنها را به کارهای خودشان وادار بکند که دیگر دست ستاد تهران روی سرشان نباشد و هر روز اینها نگران این نباشند که فردا مثلاً با وزیر درگیر می شوند این کار توضیحات بسیار زیادی دارد من اگر که توفیق پیدا کنم وزرا را منع می کنم از این که کار فیزیکی بکنند فقط مقررات نویسی و ابلاغ به استان ها و بقیه کارها بایستی که طبق یک روالی فیزیکی انجام بشود آن روز مدرسه سوخته شده بود در کردستان یک نماینده عزیزی وسط مجلس فریاد می زد که آی وزیر آموزش و پرورش خوابی بیا ببین اصلاً آن مدرسه کی ساخته شده چه کسی مسئولش بوده پیمانکارش کی بوده اینها همه در مسئولیت اداره استان است اینها را نمی شود از تهران نظارت کرد بررسی کرد پیگیری کرد کشور ماشاءالله بزرگ است بایستی که تقسیم قدرت کرد و رییس جمهوری بایستی که قانون مجلس را اجرا کند دولت باید مقررات مربوط به قانون را تصویب کند از کار فیزیکی کناره گیری بکند و فقط نظارت بکند دولت و مجلس نظارت بر امور اجرایی بکنند وکار توزیع بشود تا اینکه از این اشکالات چند هزار میلیارد تومانی و اینها به وجود نیاید.
مجری: من در جریان این مطالبی که حضرت عالی طی این چند روز گذشته بیان کرده بودید یکی از موضوعاتی که به چشمم خورد این بود که ظاهرا فرمودید که من، تهران را به شش استان تقسیم می کنم آیا با قوانینی که الان وجود دارد امکان این موضوع وجود دارد؟
غرضی: بله عرض می کنم خدمتتان ببینید ما در این دولت های گذشته بسیاری از استان ها را تقسیم کردیم پیشنهاد دولت است مصوبه مجلس است چرا من به این نتیجه رسیدم که باید این کار بشود برای اینکه من در این دولت هایی که بودم فقط به نظرم البرز که تشکیل شد در این دولت های اخیر ، من در جلسه در دولت حضور نداشتم بقیه را ظرف آن شانزده سالی که من وزیر بودم همه تقسیم شد من این استنباط بسیار بسیار بالایی را دارم که وقتی که استان ها توزیع می شوند بین نیروهای ستادی به سرعت آباد می شوند و به سرعت گرفتاری شان برطرف می شود اما یک دلیل سیاسی دارد که من خیلی دلم می خواهد این کار انجام بشود و آن عبارت از این است که استان تهران نزدیک ده میلیون جمعیت دارد و بیشتر حالا احتمالا و یک انتخابات در آن برگزار می شود مردم تهران باید سی تا نماینده را انتخاب کنند.
مجری: یعنی حضرت عالی شهر تهران را می خواهید شش قسمت کنید؟
غرضی: نه خیر ببینید محدوده استان تهران خیلی بزرگ است مثلا جنوبش می خورد به شهر ری می خورد به ورامین، شمالش می خورد به دماوند، می خورد به لوسانات، می خورد به آنجا، اینجا این مجموعه به اصطلاح تبدیل می شود به شش واحدی که خودش مستقلا می تواند تصمیم بگیرد هر استانی می شود پنج تا نماینده و مردم نمایندگان شان را می شناسند، الان شما برای کل استان تهران دارید شوراها را تشکیل می دهید من شوراها را دیدم من شکایت کردم در شوراها، مثلا در شهر تهران که آن وقت هفت هشت میلیون جمعیت داشته مثلا آخرین نفری که رای آورده در شورای شهر مثلا شصت هزار تا رای آورده در حالی که پنج شش میلیون رای بوده، اصلا با یک شورای شهر سی نفری نمی شود تهران را اداره کرد و ملاحظه می فرمایید که این مجموعه به قدری گسترده شده که نمی شود به آن مدیریت کرد تهران خیلی گرفتاری دارد تهران مسائل اشتغالش خیلی سنگین است تهران کارتن خواب دارد هیچ شهری از ایران کارتن خواب ندارد ام القراء اسلامی ، تهران است تهران تا وقتی که توانمند به این نباشد خوب توجه بفرمایید تا وقتی به این توانمندی نرسد که صادراتش بیشتر از وارداتش بشود شهر پایدار نمی ماند، شهر هزینه اش بسیار بسیار بالاست وارداتش به مراتب از صادراتش بیشتر است من یک مثالی برای شما بزنم که این موضوع مبرهن بشود استانبول یک شهری است نظیر تهران، آن هم پنج شش میلیون جمعیت دارد و بسیار بزرگ است در بررسی مراکز شهری که می توانند پایدار بمانند توی شرق مدیترانه فقط استانبول است سالی صد و شصت میلیارد دلار صادره دارد صد میلیارد دلار وارده دارد آن پایدار است شما الان پایداری تان بسیار بسیار ضعیف است و نمی توانید چون در تهران اشتغال مخصوصا اشتغال پیشرفته، اشتغالی که این جوان ها را بتواند به کار بگیرد شما فراموش نکنید این تکنولوژی دولت الکترونیک و اینکه بخش های دیگر مثل نسل سوم و چهارم موبایل و یا اینکه اینترنت و این همه مسائلی که برای جوان های ما بسیار بسیار کارآمد است فقط در شهرهای بزرگ می تواند اشتغال وسیعی درست بکند و در تمام دنیا الان جوان ها به این اشتغالات مشغولند تجارت می کنند صنعت می کنند سازماندهی می کنند سیستم اداری را عوض می کنند مردم را از گرفتاری های بسیار زیادی نجات می دهند با این برنامه ریزی های الکترونیکی که هست دولت را آزاد می کنند شما الان وقتی که می روید مثلا در شهرداری تهران یا می روید در استانداری تهران باید بروید از یک کارمندی از یک کسی بپرسید که آقا مثلا من اگر که بخواهم در یک جایی صنعت درست کنم قوانین و مقرراتش چطوری است آنجا بگردید ببینید قانون چطوری است از کی بپرسید آیا، اینها در دنیا همه اش تبدیل شده است به برنامه های موجود در سایت وزارت مربوطه، شما از هر جای کشور و از تو خانه تان، تمام مقررات را نگاه می کنید مثلا پنجاه تا دستورالعمل است برای اینکه شما بتوانید یک مغازه داشته باشید یا یک کارخانه داشته باشید یا یک سرویس تولیدی داشته باشید همه اینها می آید شما در خانه نشستید تصمیم گیری می کنید بعد برای انجام امور ضرور به خارج از خانه می روید اینها بسیار ثروت است اینها بسیار اشتغال زاست اینها بسیار کارآمد است وقتی شهرتان شهر است امروز، دیروز اگر که یک رودخانه ای از وسط شهر رد می شد شهر می شد دیروز اگر که مثلا چهار تا صنعت در داخل شهر بود شهر می شد و یا مثلا یک روستاهای وسیعی در اطراف شهر بود شهر می شد برای اینکه روستا می توانست به شما سرویس بدهد تجارت کند خرید و فروش کند امروز شما این طوری دیگر نمی توانید زندگی کنید به اصطلاح می گویند گپ دیجیتالی آمده یعنی شما تهران تان اگر در گپ دیجیتالی از واشنگتن عقب تر باشد عقب هستید همین توفیق است بین تهران و مثلا رامهرمز، بین تهران و تبریز، بین تهران و سنندج، گپ دیجیتالی یعنی.
مجری: شکاف دیجیتالی یعنی.
غرضی: ببینید شکاف دیجیتالی به عنوان شکاف نیست به عنوان عقب افتادگی نسبت به آن سطح بالاتر است یعنی شما در یک جایی، مردم به راحتی صنعت تجارت ، همه چیزشان آماده می شود و بدون صرف انرژی بدون ترافیک به این وسیعی ، همه کارهایشان را انجام می دهند یک جایی گپ دیجیتالی این پایین است شما به هر اطلاعی که می خواهید برسید بایستی که یک هفته ده روز یک ماه بدوید این طرف آن طرف ، باعث تورم می شود زندگی مجهول می شود شما توی امور مدیریتی تان متوقف می شوید رقیب شما در ترکیه رقیب شما در کره جنوبی رقیب شما در پکن ، اینها را همه را به صورت دسته بندی این نسل جوان است که می تواند این کار را انجام بدهد این شهر بایستی که از یک شهر مصرفی به یک شهر تولیدی تبدیل بشود برای اینکه به شهر تولیدی تبدیل بشود باید ستادش کوچک بشود بایستی که استان کوچک بشود ده میلیون نفر را نمی شود اداره کرد دو میلیون نفر را می شود اداره کرد البته ما استان هایی داریم که الحمدلله زیر یک میلیون نفرند ولی گپ دیجیتالی به شدت آسیب رسانده و ملاحظه می فرمایید که این همه ناراحتی از دولت ، این همه اتفاقاتی که می افتد، مردم ناراحتند می گویند تبعیض شد مالم را خوردند چطور شد اتفاق چه شد کلاهبرداری شد فلان سیستم اداری چه شد اینها ناشی از این است که دیگر نمی شود هفتاد میلیون را با روش های نوشتن و خواندن و دستور و اینها اداره کرد لذاست که من پشت این کار، یک ذهنیت بسیار فعالی دارم در مورد اینکه چگونه بشود اشتغال را در شکل ستادی اش سامان داد تا در بستر اجتماعی فعال بشود.
مجری: جناب مهندس شما فرمودید که طی این یک صد سال گذشته ، دولتهایی که بودند عموما تورم زا بودند.
غرضی: بله دلایلش هم گفتم.
مجری: حضرت عالی دستکم فکر می کنم در چهار یا پنج تا دولت بودید.
غرضی: من شانزده سال وزیر بودم چند سال استاندار بودم.
مجری: چرا این موضوع را در این دولت ها پیگیری نکردید؟
غرضی: به شدت پیگیر بودم یعنی من بر اساس اعتقادات شخصی خودم دست به کار تورم زا هرگز در عمرم نزدم من مهندس برق بودم وقتی برق می کشیدم در روستاها، تصور ذهنی ام این بود که از جیب دیگری، هزینه دیگری نکنم، شما وقتی پول از دولت می گیرید از فقرا می گیرید هزینه می کنید ولی وقتی که از مصرف کننده خودش می گیرید، من در شبکه برق فعال بودم در دوره سال های چهل و شش به بعد به قدری این کار را توسعه دادم که تمام کشور رفت زیر اینکه بتواند شبکه برق قوی درست کند تا انقلاب هفت هزار مگاوات یعنی حدود چهار میلیون مشترک داشتیم امروز هفتاد هزار مگاوات داریم و بیش از بیست میلیون مشترک داریم و تمام سیستم توسعه یافته شکل گرفته بدون تکیه به دولت، به دولت چیز هم می دهد مالیات هم می دهد بعد آمدم رفتم شرکت ملی گاز یعنی وزیر نفت شدم آنجا به همین روش، قبل از انقلاب یعنی بیست و دو بهمن ، شما صد هزار مشترک گاز دارید من روشی را آنجا پایه گذاری کردم که در ظرف همان چهار سالی که من آنجا بودم دویست و هفتاد و چهار تا شهر را طراحی کردیم تولید صنایع مربوطه اش را کردیم و کشور راه افتاد کشوری که صد هزار مشترک گاز داشته امروز بیست و دو میلیون مشترک گاز دارد و تمام این ثروت ملی متعلق به مشترکین است برق متعلق به مشترکین است و در مخابرات هم باز همین روش را رفتم یعنی دائم به دولت می گفتم دولتی که تورم ایجاد بکند دستش در جیب فقراست ولی خب دولتها توان انجام کار را نداشتند.
مجری:‌جایگاه عدالت و پیشرفت در دولتی که احتمالا ممکن است شما تشکیل بدهید چی هست کجاست.
غرضی: جایگاه عدالت این هست که اول دست دولت را از جیب فقرا قطع کنیم یک کسی در این کشور یک کارمندی یک کارگری یک کشاورزی یک زحمت کشی در روز مثلاً پنج هزار تومان گیرش می آید ده هزار تومان گیرش می آید این را می گویند مالیات دولتی من خدمت یک بزرگی بودم گفتم آقا این دو هزار تومانی این یک ساعتی که خدمت شما نشستم یک تومانش کم شد ظرف یک ساعت برای اینکه صبح مرغ کیلویی اینقدر بوده بعدازظهر اینقدر شده این را می گویند مالیات دولتی و به اصطلاح من می گویم که دست دولت در جیب فقرا این خطرش بسیار زیاد هست برای اینکه از جیب فقرا در می آید به جیب اغنیاء ریخته می شود اولین عدالت این هست که دولت سکه اش تقلبی نباشد در گذشته تاریخ ما این بوده که اگر یک دولتی سکه اش تقلبی نبوده علماء می گفتند این دولت عادل است برای اینکه سکه اش تقلبی نیست وقتی مردم می پرسیدند این آدم می کشد مثلاً مال مردم را می خورد می گفتند آن کار شخصی اش هست ولی کار اجتماعی اش این هست که سکه بایستی که یک عمری وفا کند این را هم دیروز گفتم حالا هم یک مقدار مفصل تر بگویم اوزون حسن از پادشاهان ایلخانیان هست این از چچن تا زنجان و از کناره مازندران تا وان حکومت داشته و با عثمانی هم همسایه بوده خوب اینها بالاخره آدم های فرهیخته بسیار سنگین ، می گویند که نامه می نویسد به پادشاه اسپانیا که ما می خواهیم تجارت کنیم اولین دستوری که پادشاه اسپانیا می گوید به این آقا می گوید تو باید سکه ات معادل سکه من باشد یعنی اگر این چهار و نیم گرم طلاست تو هم چهار و نیم گرم طلا داشته باشی تا اینکه بتوانیم با هم تجارت کنیم آن اسمش رویال هست می آید ایران می شود ریال و در تمام دوره صفویه تا اواسط ناصرالدین شاه این ثابت می ماند وقتی ایران از روسیه شکست می خورد و روس ها از بالا و انگلیس ها از جنوب کم کم سکه تقلبی رایج می شود به طوری که عرض شد در ابتدای مشروطه یک ریال یک دلار بوده ابتدای حکومت رضاخانی می شود سه ریال انتهای حکومت رضاخانی می شود پانزده ریال متفقین حمله می کنند به ایران و هزینه شان را از جیب ملت می گیرند می شود بیست ریال یعنی دولت زهیری در سال هزار و سیصد و بیست و یک ارزش پولی ملی را کم کرد اسکناس چاپ کرد داد به متفقین خوردند و کشور را بردند دوره مرحوم مصدق او می رود قرض ملی چاپ می کند ولی ارزش پولی ملی را پایین نمی آورد چون مصدق نسبت به این قضیه توانمند بود از قاجار بود می فهمید که ارزش پولی ملی فقر عمومی است ولی به محض اینکه زاهدی آمد روی کار دو تومان شد سی و پنج ریال و وقتی که منصور آمد روی کار در سال هزار و سیصد و چهل و یک این سی و پنج ریال شد شصت و هشت ریال می آید به انقلاب اسلامی می رسد شصت و هشت ریال هفتاد ریال هست تا آقای بنی صدر اینجا هم وزیر دارایی هست هم رییس جمهور است می رسد به سیصد ریال دولت آقای مهندس موسوی تشکیل می شود تا بنده وزیر نفت بودم چهل چهل و پنج تومان هست من از نفت می روم می شود صد و پنجاه تومان دولت سازندگی می شود چهارصد و پنجاه تومان دولت اصلاحات می شود نهصد تومان هزار تومان این دولت می شود سه هزار و پانصد تومان پانصد بار ارزش ملی پولش می آید پایین این آسیب به عدالت هست آسیب به فقراست من اینها را نمی گویم که خدای نکرده دل کسی خالی بشود بگویم این صد ساله این ملت با تورم زندگی کرده آی ملت آی کسانی که می خواهید الان رأی بدهید حواستان جمع باشد اگر هر کسی می خواهد دولت را من بعد اداره کند باید بگوید که الان دلار سه هزار تومان هست سه هزار و پانصد تومان هست چهار سال دیگه که من می خواهم بروم چند هست تا جلوی دولت را از هزینه های اضافی بگیرید اولین قدم عدالت عدم دست کردن در جیب فقراست بعد که این کار انجام شد آن وقت مسائل بعد مطرح می شود.
مجری: جناب مهندس غرضی شما طی این صحبت هایی که طی چند روز گذشته کردید در جریان رقابت های انتخاباتی کمتر به موضوع سیاست خارجی پرداختید به صورت مشخص ما یکسری موضوعات اساسی پیش روی دولت آینده هست مثل بحث هسته ای مثل بحث نحوه تعامل با ایالات متحده وارتباط با کشورهای همسایه در این زمینه شما دیدگاهتان چی هست؟
غرضی:‌ما یک ملت صلح طلب قائم به خودمان هستیم حتی آمریکایی ها می گویند دویست و پنجاه سال هست که این ملت با هیچ کس نجنگیده بنابراین ما هیچ مسئله ای نه با اطرافمان نه با دنیا داریم آمریکایی ها در این کشور صاحب قدرت بودند اتفاقی که افتاده بین آمریکا و ایران این اتفاقی است که عرض می کنم یک دولتی بوده اسمش دولت دکتر مصدق بوده صنعت نفت را ملی کرده ملت ملی کردند شده ملی کردن صنعت نفت دو تا بزرگ هم در کشور بودند یکی آقای مصدق یکی آقای کاشانی تا اینها با هم هستند آمریکایی ها هیچ غلطی نمی توانند بکنند وقتی که بین اینها به هم می خورد مرحوم مصدق می رود با آمریکایی ها مذاکره می کند آمریکایی ها می بینند که دست مرحوم مصدق خالی است نقشه می کشند یکی چند ماه بعد هم کودتا کردند ملت ایران ایستاده جواب کودتا را بیست و پنج سال بعد داده این یک عقربه بسیار مهمی است از مشخصات ملت ایران آمریکا جواب کودتایش را گرفته اینها دیدند که دستشان کوتاه شد آمدند رفتند جنگ راه انداختند هشت سال علیه ما تدبیر جنگ کردند باز هم چیزی گریشان نیامد این تعامل دوم ماست با آمریکایی ها آمریکایی ها بعد به این نتیجه رسیدند که بیایند افغانستان و عراق را بگیرند از آنجا ما را محاصره بکنند چون بالاخره نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی یک کلمه ای است که برای امریکا بسیار کشنده است اینها آمدند رفتند آنجا هر دو جا اقتدار سیاسی نظامی خودشان را دراین دو تا منطقه از دست دادند من می گویم مذاکره هرگز تعامل در میدان عمل، الان آمریکایی ها آمدند رفتند داخل سوریه ما از سوریه حمایت می کنیم محکم هم می ایستیم آمریکایی ها هم به شدت مخالفت می کنند ما می ایستیم تو میدان عمل می گوییم حالا یکی شما یکی هم ما این است که تصور بکنیم با گرفتاری هسته ای درست بکنید ما هیچ خطایی نکردیم ما هیچ خلاف قانونی انجام ندادیم ما یک ملتی هستیم آمدیم رفتیم مثلاً چهار تا سانتریفیوژ جمع کردیم می خواهیم این کار را بکنیم می گویند شما در آینده می خواهید بمب اتمی بسازید می گوییم این بازی ها مال دوره استعماری است ما نه بمب اتمی می سازیم من به ملت ایران عرض می کنم وقتی که عراقی ها با پنجاه و پنج خمسه خمسه این دزفول را می زد من جنازه ده تا ده تا جمع می کردم آن موقع رفتم خدمت حضرت امام گفتم آقا این می زند اجازه بدهید ما بصره را بزنیم فرمودند نه ما آنها برادران مسلمان ما هستند ما می گوییم بمب اتمی موافق عقیده مذهبی مان نیست رهبرمان هم اعلام کرده آنها می گویند نه تو در آینده می خواهی بسازی بنابراین باید اینجا باج بدهی به هیچ وجه مذاکره نمی کنیم می ایستیم تعامل می کنیم هر وقت آمریکایی ها خسته شدند از این گرفتاری هایی که درست می کنند آن وقت تو میدان تعامل شما مطمئن باشید هر دولتی که تو ایران روی کار بیاید و یک نشانه ای بدهد به آمریکایی ها که می خواهد با آنها مذاکره کند یا می خواهد مثلاً مطلب را خارج از ذهن ملت عمل کند عمرش تو ایران خیلی کوتاه هست ملت زیر بار این که باج به بیگانه بدهد نمی رود شما ملت را خیلی خوب می شناسید من تو این زمینه اطلاعات تاریخی بسیار خوبی دارم الان وقتتان را نمی گیرم.
مجری: یکی از مشکلاتی که فراروی برخی از دولتها وجود دارد و ممکن است دغدغه باشد بحث مبارزه با فساد اقتصادی است و مبارزه با کانون های قدرت و ثروت، دولت شما اگر تشکیل شد با این موضوع چگونه برخورد خواهد کرد؟
غرضی: تمامی فساد ، ناشی از مقرراتی است که در دولت تصویب می شود فساد سیستمی از دولت است وقتی که شما یک روز به یک کسی زمین می دهید به یکی نمی دهید، به یکی ارز هفت تومان می دهید به یک کسی نمی دهید، به یکی می آیید وام با بهره کم می دهید به یک کسی نمی دهید، به اصطلاح ما ، بخشی، کشور را اداره می کنید آن وقت تعداد زیادی خواهان پیدا می کنید که اینها بیایند و از امتیازاتی که دولت طبق قانون و مقررات وضع کرده آن وقت راهی می شود این کار، این دولت ها همه شان گرفتار این مسائل شدند فکر کردند اگر بخشی عمل کنند مثلا من حالا هم حزبی هایم را بیاورم در دولت، بخشی نگری است، مثلا من حالا کسانی را که قبول شان دارم بیاورم در دولت، مثلا من حالا اصلاح طلب بیاورم در دولت، حالا اصولگرا بیاورم، اینها را جابجا کنم این دولت هایی که تشکیل شده هر کدامش که تشکیل شده تعداد زیادی از متخصصین را ریخته بیرون و تعداد بسیار زیادی از آدم های کم تجربه را آورده، کار با آدم کم تجربه ، هزینه اش بالاست به همین دلیل، تورم ها زیاد شده به همین دلیل این همه به اصطلاح پرده پوشی می شود از اینکه معلوم بشود کی چه کار کرده، شما وقتی می توانید دولت را فاقد کنید از کسانی که به دولت طمع دارند که قوانین و مقررات تان تعریف شده در چشم مردم باشد نه اینکه به یک کسی بگویند این قانون نیست این مقررات نیست به یک کسی بدهند به یک کسی ندهند، اینها ناشی از سطحی نگری بخشی نگری دوستی نگری حزبی نگری و این چیزهاست و الا وقتی که نظام اسلامی با نود و هشت و دو دهم درصد آراء تشکیل شده است بزرگترین قدرت سیاسی روی زمین را تشکیل داده این قدرت سیاسی توسط دولتها به تدریج تضعیف شده باید برگردانیم به آن حالت و ملت برمی گردد، کسانی که فکر می کنند این ملت از سر انقلابش گذشته نهضت مشروطه را فراموش کرده نهضت ملی شدن صنعت نفت را فراموش کرده نهضت بیست و دو بهمن را فراموش کرده انقلاب را فراموش کرده اشتباه می کنند هرکسی به فکر این باشد که بخواهد از این مسیر تاریخی سوا بشود، خودش ساقط می شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:18 ب.ظ
I really like what you guys are usually up too.
Such clever work and coverage! Keep up the amazing works guys I've included you guys to my blogroll.
دوشنبه 28 فروردین 1396 08:55 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if
you knew of any widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping
maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything.
I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
کلیه حقوق این وبلاگ برای « انتخابات تجلی حماسه سیاسی » محفوظ است