تبلیغات
« انتخابات تجلی حماسه سیاسی » - مبارزه دشمنان ایران بر چه اساسی است؟ (از نظر امام خمینی «ره»)
« انتخابات تجلی حماسه سیاسی »
به همراه گزیده ای از صحبت های کاندیدهای یازدهمین دوره ریاست جمهوری
Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/
درباره وبلاگ


با عرض سلام به دوستان عزیز. این سایت برای بررسی کردن ویژگی های یک کاندید مناسب از نظر قران و مردم و بزرگان جامعه اسلامی و همچنین نشان دادن اقتدار ملت با شکوه ایران در انتخابات تدوین گردیده که در ادامه بعضی از سخنان این کاندیدها را برای اطلاع شما از رویکرد های آنان قرار میدهیم خاطر نشان میکنم برای دریافت کتاب های الکترونیکی بعضی از این افراد به قسمت دانلودها مراجعه فرمایید ممنون. به امید آینده ای
شکوهمند برای کشور عزیزمان ایران که در سایه ولایت فقیه استوارتر از همیشه گردد. التماس دعا خدانگهدار

مدیر وبلاگ : احمد بریمی پور
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین مشکلی که باید در کشور حل شود چیست؟






ایحاد اختلافات درونی

انقلاب اسلامی ایران بی شک پدیده ای نوظهور در قرن حاضر می باشد. انقلابی غایت گرا (teleoerical) ، آرمانگرا (utopianist) ، اسلامگرا (pan – islamist) و عالمگیر (universal) و جهان شمول (casmapoklifianist) که از و بی نظیر (Unique) در جهان اسلام چون امام خمینی (ره) هدایت گردید و تحولی شگرف در عرصه روابط بین الملل و در معادلات سیاسی دولتهای جهان پدید آورد. این رهبر تاریخ ساز انقلابی را بنیان نهاد که بسان تیغی دو لبه همزمان علیه کمونیسم و کاپیتالیسم به کار گرفته شد. ایشان با هدف مقابله با سلطه ابرقدرتهای شرق و غرب، ملل اسلامی را به رویکردی مجدد به ارزشهای اسلامی فرا خواندند و با قائل شدن رابطه ای مستقیم میان انقلاب و ایدئولوژی، انقلاب را شرطی لازم و ضروری برای تحقق آرمانهای الهی و وسیله ای برای نیل به مقاصد مکتبی و ایصال جامعه بشری به تعالی انسانی تلقی کردند، که در این راه در پیاده کردن نظریه خویش اهتمام نمودند. در این رهگذر، ایشان علاوه بر اهتمام به حاکمیت آرمانها و ارزشهای مذهبی، از هیچ کوششی برای تحقق جنبه های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه نهضت فروگذار ننمودند و بدین ترتیب انقلاب به عنوان وسیله ای برای تحقق جمهوری اسلامی مطمح نظر ایشان قرار گرفت.

حال با عنایت به اینکه ایشان ایدئولوگ و معمار انقلاب اسلامی ایران بشمار می آیند، شایسته است این حرکت عظیم اسلامی از زمان پدید آوردن آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و نظریات این اندیشمند اسلامی در بحثی مستوفی را در دو بعد نظری و عملی به خود اختصاص دهد. بیانات، اعلامیه ها و سخنان امام خمینی نه تنها منبع و ماخذ برای جامعه دانش پژوهان ایران که منشاء الهام و ره توشه برای کسانی است که فکر رهاسازی ملتهای دربند را در سر دارند. این مجموعه دریچه ای به سوی درک اندیشه های سیاسی و شناخت افکار والای امام خمینی و رهنمودهای مدبرانه ایشان فرا روی مصلحان اجتماعی می گشاید که در صدد احیاء مجدد عظمت از دست رفته اسلام در کشورهای خود می باشند. در بعد نظری، حضرت امام به تبیین ارکان نهضت اسلامی از قبیل انگیزه و هدف، هدایت، خط مشی و راه مبارزه و نتیجه و پیام قیام پرداخته اند که بیانات گهربار ایشان می تواند روشنایی بخش راه پرمخاطره تحقق اسلام ناب محمدی در اقصی نقاط گیتی قرار گیرد.

مقاله حاضر با استفاده از کلیه مجلدات صحیفه نور سعی نموده ابتدا به تجزیه و تحلیل رهیافت نظری امام (ره) نسبت به انقلاب اهتمام نماید، سپس مسائل شناختی معرفتی انقلاب اسلامی را از منظر امام راحل در ابعاد مرامشناسی، بستر شناسی و لت شناسی مورد بررسی قرار دهد و در نهایت مباحث توصیفی تحلیلی انقلاب از قبیل ویژگیهای متمایز، دستاوردها، عوامل تداوم و آسیب شناسی انقلاب اسلامی را تبیین کند.

گفتار مقدماتی: رهیافت نظری حضرت امام (ره) نسبت به انقلاب

در رابطه با ایجاد تغییر و تحول در سیاست و اجتماع دو راه حل زیرین و زبرین مطرح می باشد. راه حل زبرین (From the a بر اراده هیئت حاکم و راه حل زیرین (From the below) بر اراده عامه مردم برای ایجاد تغییر استوار است. هر یک از دو راه حل مزبور نیز می تواندشامل مصادیق تغییرات ظاهری یا نمادین و تغییرات اساسی یا بنیادین باشد. انقلاب زبرین یا رفرم یا اصلاح بیانگر تغییرات نمادین است و کودتا به معنای دست به دست شدن قدرت سیاسی در معنای آشکار و تصفیه عناصر رقیب در هیئت حاکمه در معنای خزنده از مصادیق تغییرات محتوای زبرین بشمار می آید. در راه حل زیرین، شورش (حژدرسحز) یا قیام(uprising) بر ایجاد برخی تغییرات جزئی بدون تغییر هیئت حاکمه استوار است که راه حل بنیادین همانا انقلاب است که بر تحول عمیق و اساسی در گروه حاکم طبقه حاکمه، نهادهای سیاسی، ارزشها و مبانی مشروعیت و روابط اقتصادی همراه با مشارکت وسیع توده های مردمی مبتنی می باشد.

با توجه به اینکه حضرت امام در مابین اهداف و وسایل، ارتباطی عمیق قائل بودند و بر این باور بودند که اهداف والا و گسترده ومقاصد و ایده های عظیم نیازمند تحمل زحماتی متناسب با میزان اهمیت هدف و مقصد می باشد (ج ۱۷ ص ۵۹)، ایشان تحول زیرین را بر تحول زبرین ترجیح می دادند از آن لحاظ که دارای اهداف و آرامانهای بزرگ بودند. از اینرو امام راحل برای حرکتی اهمیت و ارزش قائل بودند که از متن جامعه برخاسته و بر اساس خواستها و تقاضاها و اراده مردم شکل گرفته باشد (ج ۱۶ ص ۲۶) بنابراین دیدگاه حضرت امام نسبت به انقلاب دیدگاه حداکثر گراست (maximalist) که تحولی شگرف در تمامی ساختها و کارکردهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژیک را در تحقق آن لازم می داند و این در حالی است که طرفداران اندیشه حداقل گرا (minimalist) یا تقلیل گرا (reductionist) انقلاب را صرفا حرکتی برای انتقال و جابجایی قدرت می دانند.

البته امام راحل (ره) انقلاب را تنها راه تغییر وضع اجتماعی نمی دانستند بلکه قبل از هرچیز معتقد به اصلاح حاکمان از طریق پند واندرز و نصیحت هیئت حاکمه از طریق مسالمت آمیز بودند و در صورتی که پندها واندرزها و سپس مجادله ها موثر واقع نمی گردید در آنصورت راه اصلاح وضع موجود همانا تغییر آن از طریق مقابله با رژیم حاکم و اقدام برای انقلاب عمومی به منظور سقوط نظام حاکم تشخیص داده می شد. از اینرو امام خمینی قائل به اعمال قاعده تدرج در مورد اصلاح هیئت حاکمه بودند. یعنی در صورتی که با نصیحت و ارشاد، حاکمان وقت حاضر به تغییرات رفتاری و اصلاح نظام سیاسی نمی شدند آنگاه دست زدن به انقلاب، امری اساسی و ضروری تلقی می گردید. از نظر امام خمینی اصل، هدایت و اصلاح است. لذا اگر هیئت حاکمه به چنین اصلاح و ارشادی مبادرت ورزید هدف تحقق یافته است و تنها در صورت تخطی هیئت حاکمه از ارزشها و مبانی اسلامی است که انقلاب جایز بلکه واجب می گردد.

از اینرو گرچه حضرت امام ایدئولوژی تهاجمی یعنی سرنگونی رژیم پهلوی و تلاش برای برقراری ارزشها و مبانی جدید از طریق ایجاد حکومت اسلامی را مدنظر داشته. لیکن ایدئولوژی تدافعی را راه حل اولیه می دانستند. بدین معنی که ضمن پرهیز از سرنگونی رژیم وقت که وجودش ضامن برقراری نظم و امنیت در کشور است، از باب نصیحت به حاکمان اسلامی اهتمام به هدایت آنان به عمل به احکام و مبانی اسلام داشتند و علیرغم ناقص دانستن قانون اساسی مشروطیت، از باب قاعده الزام (الزموهم بها الزموا علیه اقسهم) به آن استناد می جستند.

سیاست حضرت امام در مقابله با وضع موجود بر مبنای عمل به وظیفه شرعی، تکلیف الهی استوار بود و با توجه به اینکه انگیزه قیام را نه برای منافع شخصی یا امیال نفسانی که برای رضای خداوند می دانستند بر اساس آیه شریفه “قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله مثنی و فرادی” هم آحاد جامعه و هم کلیه گروهها و دستجات اجتماع را به قیام دعوت می نمودند و از اینرو تماس راه حل های فردی و جمعی را در این رابطه ضروری می دانستند.

به نظر ایشان بایستی اجتماع ایران و رواج و همراهی شعار با شعور به عنوان بستر اصلی انقلاب تحقق یابد تا از رهگذر فراگیر شدن نهضت در کلیه اقشار، حکومت عدل اسلامی ایجاد گردد به خاطر همین ویژگی بود که امام خمینی برای تحقق هدف مقدس استفاده از ابزارهای شرافتمندانه را ضروری می دانست و با توجه به ماهیت الهی نهضت از اتحاد تاکتیکی با گروههای چپ و مارکسیستی سرباز می زد و اعلام می کرد که “ما حتی برای سرنگون کردن شاه با مارکسیستها همکاری نخواهیم کرد” چرا که هدف امام صرفا نابودی فیزیکی رژیم و انتقال قدرت از گروهی به گروه دیگر نبود بلکه مقصد ایشان تحول فکری و روحی در جامعه از سطوح فردی و جمعی بود. از سوی دیگر، حضرت امام (ره) نه تنها انقلاب را ضروری می دانستند، بر گسترش دایره آن به سایر کشورهای اسلامی نیز تاکید داشتند و بر اساس آیه شریفه “ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر” خواهان تلاش مردم ام القری برای صدور انقلاب و برقراری حاکمیت اسلام در تمامی دنیا بودند. لیکن در این رهگذر نیز قائل بر اعمال اصل تدرج بودند و راه حل زبرین را برای تحقق اسلامگرایی نادیده نمی انگاشتند بلکه آن را راه حلی اولیه در برپایی ارزشهای اسلامی تلقی می نمودند. از اینرو با نصایح خود به حاکمان کشورهای اسلامی و دعوت آنها به پیش گرفتن خط مشی صحیح اسلامی و حاکمیت بخشیدن به احکام الهی ابتدا بر انقلاب زبرین در هیئت حاکمه دول اسلامی تاکید داشتند و سپس در صورت عدم هدایت حاکم اسلامی انقلاب را تنها راه نجات ملل مسلمان و شرطی اساسی برای تحقق ارزشهای اسلامی می دانستند.

آنچه ازاندیشه امام خمینی استنباط می شود ما را به این نظریه رهنمون می سازد که حضرت امام بر “بنای حکومت اسلامی درام القری” به عنوان گام اولیه در تحقق تاکید داشتند و در این رابطه وجه ذهنی انقلاب یعنی آگاهی و بیداری را مقدم بر وجه عینی انقلاب یعنی تغییر نظامهای فاسد و برقراری حکومت اسلامی می دانستند و صرفا پس از تحقق ثبات درام القری و در صورت وجود امکانات و شرایط لازم و کافی برای صدور انقلاب در سایر کشورهای اسلامی بود که فراگیر شدن گستره نهضت اسلامی را مورد تاکید قرار می دادند که در این رابطه نیز هدف از ترویج و صدور انقلاب را ابتدا بیداری و تغییر افکار و اذهان می دانستند تا مقدمه ای برای خروج از زیر بار ظلم گردد (ج ۱۱ ص ۴۴) .

حضرت امام علاوه بر تحقق انقلاب بیرونی یا تحول مادی، انقلاب درونی را نیز شرطی اساسی در تحقق نهضت اسلامی می دانستند. بر مبنای دیدگاه حداکثرگرای ایشان، علاوه بر تحول اساسی در تمامی ارکان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تحول فکری، ایدئولوژیکی، عقیدتی و فرهنگی نیز امری ضروری در تحقق انقلاب است. با توجه به تاکید ایشان بر جبنه معنوی و محتوایی انقلاب، امام خمینی بر این باور بود که “انقلاب نیاز به یک نهضت فکری دارد” (ج ۱۱ ص ۱۹۶) چرا که انقلابهای غیرایدئولوژیک منجر به تحول روحی و درونی در مردم نمی نگردد و به دیکتاتوری و اختناق منجر خواهد شد. به نظر امام راحل پارامتر اسلام موجب پدید آمدن تحول روحی می گردد چرا که هدفی عظیم یعنی پیاده شدن احکام خدا در روی زمین را مطرح می نماید که اگر نصب العین ملت قرار گیرد در سایه آن وحدت و اتحاد و همدلی میان اقشار جامعه حاصل می شود و در سایه همین تحول روحی مبتنی بر اعتماد به خدا، بریدن از غیر او، شجاعت، استقبال از شهادت و تلقی آن به عنوان سعادت است که انقلاب بیرونی تحقق می یابد. بر این مبنا حضرت امام لازمه انقلاب را تغییر ادراک و نگرش عامه مردم نسبت به خویشتن و پدیده های بیرونی می دانند و در راستای نگرش رایج از روابط بین الملل که “تلقی از واقعیت مهمتر از خود واقعیت است”، بر این اعتقاد بودند که “تصور مردم از وضع اجتماعی عامل انقلاب است نه واقعیت وضع اجتماعی” (ج ۱۱ ص ۴و۵) از اینرو دیدگاه حضرت امام در مورد انقلاب را می توان رهیافتی ادراک دانست.

گفتار ۱

مباحث شناختی – معرفتی انقلاب از دیدگاه امام خمینی (ره)

شاید بتوان دیدگاه حضرت امام (ره) در مورد وجود شناسی انقلاب را در سه مرام شناسی، بسترشناسی و علت شناسی مورد بررسی قرار داد. در مرام شناسی به شناخت اهداف نهضت اسلامی از دیدگاه امام خمینی پرداخته می شود. در بستر شناسی، به زمینه ها و علل بروز انقلاب اسلامی در نظرگاه امام اشاره می گردد و در علت شناسی به تجزیه و تحلیل علل پیروزی انقلاب اسلامی از زاویه دید حضرت امام اهتمام می شود.

الف – مرام شناسی

اولین گام در مبارزه تعیین هدف و مقصد است که در این رابطه حضرت امام تحقق علمی محتوای اسلام و حاکمیت قوانین اسلامی را وجهه همت خود قرار داده بود (ج ۱۳ ص ۲۴۷ و ج ۸ ص ۵۰) که این بعد عقیدتی – سیاسی وماهیت اسلامی نهضت (ج ۱۵ ص ۷۴) از دو جنبه نظری و کارکردی قابل بررسی است. در بعد نظری، اهدافی از قبیل احیای احکام الهی (ج ۱۳ ص ۲۸)، ادای تکلیف، حفظ اسلام به عنوان یک امانت الهی، احیاء قرآن (ج ۱۶ ص ۲۷) حیاتی دوباره به اسلام (ج ۱۷ ص ۶۴) و مطرح شدن اسلام به عنوان وزنه ای موثر در سطح جهانی مطمع نظر حضرت امام بود. در بعد کارکردی، اجرای احکام الهی و احکام قرآن مجید، پیاده کردن احکام اسلام (ج ۱۶ ص ۲۷)، استقرار حکومت الله به همت تمامی اقشار ملت (ج ۷ ص ۲۷) اسلامی ساختن تمامی ارگانهای، نهادها و سازمانها، پیاده کردن اسلام واقعی از طریق تدوین قانون اساسی اسلامی (ج ۸ ص ۲۵۵) مورد توجه امام راحل بود. از این رهگذر احکام اسلام جهانگیر شود. (ج ۶ص ۲۲) از اینرو حاکمیت اسلام در بعد داخلی و خارجی به عنوان هدف اصلی انقلاب قلمداد می شود. حضرت امام در بعد جهانی نهضت و فراگیر شدن آن در عالم، وظیفه هر فرد را شناساندن اسلام راستین و تبلیغ اسلام در عمل و برقراری و گسترش آن از طریق صدور انقلاب اسلامی ایران به ملت های جهانی می دانند (ج ۱۵ ص ۲۰۰ و ۲۱۲) و بر اتحاد مسلمانان داخل و خارج جهت “انقلاب جهانی اسلامی” (ج ۶ ص ۴۸) و تاسیس حکومت جهان اسلام و تشکیل حزب مستضعفین (ج ۸ ص ۲۶۷ و ۲۷۶) از بین بردن دشمنان اسلام و بشریت و در نهایت برقراری صلح و صفا در جهان تاکید داشتند. علاوه بر این هدف عمده یعنی حاکمیت احکام الهی و اسلامی، حضرت امام اهداف دیگری از قبیل عدالت جویی، استقلال طلبی، آزادیخواهی و برقراری معنویت اخلاقی و سعادت بشری را برای نهضت قائل بودند که در زیر به آنها اشاره می شود.

۱- عدالت جویی

امام خمینی (ره) یکی از اهداف انقلاب اسلامی ایران را ایجاد قسط و عدل (ج ۸ ص ۸۶ و ۱۸۷) بسط عدالت فردی و اجتماعی، جلوگیری از ظلم و جور (ج ۴ ص ۴۶)، ایجاد حکومت قانون و اجراء قوانین بر معیار قسط و عدل می دانند. در این رابطه حضرت امام (ره) مصادیق اجتماعی و اقتصادی عدالت را برمی شمرد و آنها را زمینه ساز حکومت حق به نفع مستضعفان و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) می داند (ج ۱۵ ص ۲۱۲) . حمایت و طرفداری از مستضعفان، خدمت به ضعفاء، رسیدگی به وضع محرومین و نجات آنان از زیر یوغ ستمگران، از بین بردن فقر و شکافهای طبقاتی در زمره گامهای مورد نظر حضرت امام (ره) برای تحقق عدالت و وصول مستضعفان به حقوق حقه خویش تلقی شده است. (ج ۴ ص ۵۹، ج ۶ ص ۱۷، ج ۶ ص ۲۰ ج ۶ ص ۸۰) .

۲- استقلال طلبی

از نظر حضرت امام استقلال دارای دو بعد سلبی و ایجابی است. استقلال سلبی همانا استعمارزدایی است که زمینه ساز تحقق حکومت نه شرقی، نه غربی محسوب می گردد. (ج ۱۷ ص ۶۳) امام راحل یکی از اهداف انقلاب اسلامی را “قطع دست اجانب از مملکت اسلامی” (ج ۶ ص ۱۷۷و ۱۷۸)، قطع ریشه های وابستگی، رفع سلطه و ضعف و سستی و زبونی در مقابل استعمار، جلوگیری از استثمار و استعباد و قطع منافع و مطامع استعمارگران و در یک کلام استقلال از استعمار خارجی تلقی می نماید. امام خمینی ضمن تائید بر “ماهیت ضد استعماری “نهضت (ج ۱۵ ص ۷۴)، هدف انقلاب اسلامی را خارج شدن از مدار وابستگی به کشورهای امپریالیست و در نهایت “شکست ابرقدرتها “می داند. (ج ۱۳ ص ۱۹۷) در این رابطه، حضرت امام نه تنها بر کوتاه کردن دست جنایتکاران خارجی و به انزوا کشاندن قدرتهای استعماری در جهان که بر مقابله با ایادی منطقه ای امپریالیسم بویژه صهیونیسم تاکیدی ویژه دارند. (ج ۱۵ ص ۲۱۲)

در رابطه با استقلال ایجابی، امام خمینی هدف انقلاب اسلامی را تامین استقلال مملکت در ابعاد سیاسی نظامی، فرهنگی، اقتصادی و فکری می داند (ج ۴ ص ۶ و ۸۷ و ج ۸ ص ۱۱۶) . ایشان سپردن کار به کاردانان و طنخواه امین (مصاحبه حضرت امام با رادیو تلویزیون فرانسه در ۲۳ شهریور ماه ۱۳۵۷)، خودکفایی و اختصاص مخازن و منابع کشور به مردم و استقلال فکری و مراکز آموزشی را از پیش شرطهای لازم برای تحقق استقلال می دانند.

۳- آزادیخواهی

از نظر حضرت امام یکی از اهداف انقلاب اسلامی آزادیخواهی است که دو بعد آن یعنی آزادی منفی (رهایی از ظلم و جور و استبداد حاکم) و آزادی مثبت (ایجاد نهادهای تثبیت کننده آزادی و مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود) را در برمی گیرد. در رابطه با آزادی منفی، امام خمینی ضمن تاکید بر ماهیت ضداستبدادی و ظلم ستیزی نهضت (ج ۱۵ ص ۷۴)، مقابله با حکومت جائرانه و ستمگر و عمال سرسپرده و دست نشاندگان ظالم آن (ج ۴ ص ۱۷)، از بین بردن ریشه های طاغوت و نظام شاهنشاهی و سلطنتی (ج ۴ ص ۶) و قطع ریشه های اختناق، طاغوت و جنایتکاران (ج ۶ ص ۵) را از مصادیق آزادی ازاستبداد داخلی و نجات از ستم ستمگران می داند (ج ۱۳ ص ۱۲۷) در خصوص آزادی مثبت، امام خمینی بر احیاء روحیه آزادیخواهی، مبارزه با بردگی و بندگی، ایجاد حکومت مردمی توام با آزادی اظهار نظر در امور سیاسی و مشارکت کامل مردم به منظور اعمال اصلاحات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و بطور کلی آزادی ملت بر معیار عقل و عدل (ج ۴ ص ۶) و بخصوص “آزادی نسل جوان به معنای واقعی” (ج ۸ ص ۲۷۱ و۲۷۲) تاکید داشتند. از سوی دیگر حفظ حقوق اقلیتهای مذهبی (ج ۶ ص ۱۶۲) و رفتار مبتنی بر کمال انصاف و مطابق قانون با آنان از جمله مصادیق آزادی مثبت از دیدگاه حضرت امام بشمار می آید.

۴- برقراری معنویت اخلاقی و سعادت بشری

امام خمینی ضمن تاکید بر عامل معنویت به عنوان یکی از اهداف عمده انقلاب اسلامی، مقصد نهضت را ترویج اخلاق و آداب اسلامی (ج ۱۳ ص ۲۶۱ و۲۶۲)، انسان سازی و تربیت نسل آینده و اصلاح فرهنگ (ج ۶ ص ۱۶۲)، تحقق ارزشهای اسلامی – انسانی و خارج کردن مردم از اسارت نفس (ج ۱۸ ص ۳۲) می داند و معتقد است هدف معنوی انقلاب اسلامی مبارزه با فساد و فحشاء جنسی و اداری (ج ۴ ص ۸۵ و ۱۱۶)، قطع ریشه های فساد، منع از انواع کجرویها و تحقق ارزشهای اخلاقی بوده است (ج ۱۶ ص ۲۶۴) . از سوی دیگر، حضرت امام، علاوه بر جلوگیری از فساد و تباهی جامعه و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف، هدایت از بت پرستی به یکتاپرستی و مبارزه با ارزشهای جاهلیت (ج ۵ ص ۲۹)، بر تضمین سعادت بشر (ج ۶ ص ۱۴)، تامین رفاه همگان (ج ۶ ص ۲۲)، اصلاح شرایط زندگی برای اکثریت قاطع ملت و برقراری صلح بر پایه شرافت و انسانیت به عنوان اهداف نهضت اسلامی تاکید داشتند.

ب – بستر شناسی

امام خمینی ضمن تجزیه و تحلیل زمینه ها و علل بروز قیام، معتقد است که سیاستهای رژیم شاه موجب خدشه دار شدن مشروعیت این رژیم و سبب اصلی قیام گردید. امام خمینی عامل اصلی قیام را شخص شاه و تحریک رژیم و دسته حاکم و نه تحریک انقلابیون، می داند. به نظر امام راحل بیشتر عملکرد رژیم پهلوی و نه حربه های فریبکارانه و ترفندهای تبلیغاتی آن از قبیل تظاهر به اسلامخواهی و حمایت ملت مورد قضاوت و سنجش از سوی مردم واقع می شد به گونه ای که به رغم وانمود ساختن رژیم شاه به تفاهم و توافق و سازش روحانیت با هیئت حاکمه و یا استفاده از روحانی نماها برای حفظ مشروعیت خود، مردم تشخیص دادند که رژیم مزبور سیاستهای ضد اسلامی و ضد ملی را دنبال می کند و بدین ترتیب مشروعیت شاه و ایادی اش زیر سئوال رفت. در این رابطه، امام خمینی سیاست اسلام زدایی شاه، اختناق و ظلم و ستم رژیم پهلوی، پایمال شدن حقوق و آزادیهای ملت، وابستگی به بیگانگان، رواج فساد مالی، اداری و اخلاقی و وقوع حوداث افشاگرانه ماهیت رژیم پهلوی را به عنوان زمینه های بروز قیام برمی شمرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:37 ق.ظ
I just like the valuable info you provide on your articles.

I will bookmark your blog and check once more here frequently.

I'm rather certain I'll learn many new stuff proper here!
Best of luck for the next!
پنجشنبه 9 شهریور 1396 03:20 ب.ظ
Aw, this was an extremely nice post. Taking a few minutes and actual effort to produce a top notch article… but
what can I say… I put things off a lot and don't seem to get
nearly anything done.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
کلیه حقوق این وبلاگ برای « انتخابات تجلی حماسه سیاسی » محفوظ است